عمری ست با عنایت تو گریه می كنم
 
تنها به قصد قربت تو گریه می كنم
 
عمری ست پای بیرق مشكی روضه ها
 
در سایه سار رحمت تو گریه میکنم
 
قبرت كه نیست دل خوشم از این كه لاأقل
 
پایین پای هیئت تو گریه می كنم
 
آه ای ضریح گمشده! بانوی بی نشان !
 
در حسرت زیارت تو گریه می كنم
 
تا صبح در حوالی دل تنگی بقیع
 
با بوی یاس تربت تو گریه می كنم
 
تا تربت شهید اُحد پا به پای اشك
 
هر شب به رسم عادت تو گریه می كنم
 
گاهی به یاد هق هق آن پلك نیمه جان
 
در سوگ بی نهایت تو گریه می كنم
 
گاهی كنار روضه ات از دست می روم
 
از بس كه در مصیبت تو گریه می كنم
 
از ابتدای مرثیه هایت قدم قدم
 
تا كوچۀ شهادت تو گریه می كنم