ثمر دلم که وجود تو شده پاره چون جگرم علی

ثمر دلم که وجود تو شده پاره چون جگرم علی
منم آسمان ولایت و تو ستارۀ سحرم علی
بنگر ز داغ تو ای پسر، که چه آمده به سرم علی

تو بگو چگونه نگه‌کنم، که تو جان دهی به برم علی
پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی

 نه مراست طاقت داغ تو، که تو در جمال، پیمبری
پدرت قتیل غم تو و تو شهید نیزه و خنجری
به کدام زخم تو بنگرم، که قتیل این‌همه لشکری

تو ز زین فتادی و آسمان، شده تیره در نظرم، علی
پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی

 مه آرمیده به خون من، بدن لطیف تو یکسره
ز هجوم نیزه و تیرها شده حلقه‌حلقه‌تر از زره
همه زخم‌های تن تو را، زده نوک نیزه، به هم گره

به شهادت همه تیغ‌ها، شده سینه‌ات، سپرم علی
پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی

 به صدای گریۀ عمه‌ات، به سرشک دیدۀ خواهرت
به رباب و اشک خجالتش، به گلوی خشک برادرت
که دریده فرق تو را ز هم؟که نشانده نیزه به حنجرت؟

به‌کدام زخم تو خون‌ دل، چکد از دو چشم‌ترم علی؟
پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی

 به کدام عضو تو بنگرم؟ که جدا شدند جدا جدا
تن پاره‌پاره نشان دهد، که هزار بار شدی فدا
ز هزار زخم تو می‌رسد، به فلک صدای خدا خدا

به چه طاقتی بدن تو را، سوی خیمه‌ها ببرم علی
پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی، پسرم علی

(غلامرضا سازگار)

حرامیان بی حیا چند نفر به یک نفر

حضرت عبدالله بن الحسن(ع) 

حرامیان بی حیا چند نفر به یک نفر

عمو فتاده از نوا چند نفر به یک نفر

 

شمر لعین به روی سینه ی عمو نشسته است

پنجه به مو شد آشنا چند نفر به یک نفر

 

فقط نه اینکه بر تنش تیر زدند ناکسان

مانده به زیر دست و پا چند نفر به یک نفر

 

به مثل فاطمه که بین کوچه اش کتک زدند

زدند ضربه بی هوا چند نفر به یک نفر

 

نفس کشیدن عمو حسینِ من سخت شده

نیزه به حلقش شده جا چند نفر به یک نفر

 

منم و هوای تو

منم و هوای تو
هوای نفس زدن تو روضه ها
منم و هوای تو
هوای هروله بین نوحه ها
منم و هوای تو
هوای سینه زدن تو کربلا


من و از خودم بگیر خودت و ازم نگیر
به خدا بد جوری آقا به تو وابسته شدم
دلمو جلا بده باز یه کربلا بده
به خدا من از همه غیر خودت خسته شدم
ببین از دوری تو غم مهجوری تو
مث یه شیشه سنگ خورده بشکسته شدم


همه چیم حرم
زندگیم حرم
می بریم حرم

منم و ضریح تو
که همیشه توی رویای منه
منم و ضریح تو
جایی که قبله چشمای منه
منم و ضریح تو


اون که دستاش توی دستای منه
تو شبای بی کسی شبای دلواپسی
خودم و لابهلای گریه کنات جا می کنم
تا تلاطم می کنم خودم و گم می کنم
اما زود خودم رو تو کربلا پیدا می کنم
می شینم مثل گدا جلو ایوون طلا
میگم حرفای دلم رو با تو نجوا می کنم
آرزوم حرم
گفتگوم حرم
روبروم حرم

فریاد یا محمدا خرابه شد کربوبلا  

وحه (شب سوم)

درخرابه برپا  گشته شورو غوغا-

عمه جان آمده از سفر بابا

شام تارم به پایان رسیده 

 دل شب ماه تابان رسیده

بی قرارم که مهمان رسیده 

 فریاد یا محمدا خرابه شد کربوبلا

مانده چشمم سویش  سوی ماه رویش 

 میزنم شانه بر رشته ی مویش

آمده ماه شبهای تارم 

 آشنای دل بی قرارم 

چه کسی گفته بابا ندارم 

 فریاد یا محمدا خرابه شد کربوبلا

بوسه ها می کارم  بر لبان یارم 

ناله ها از غم خیزران دارم

شام تارم به پایان رسیده  

دل شب ماه تابان رسیده

بی قرارم که مهمان رسیده 

 فریاد یا محمدا خرابه شد کربوبلا

دو دمه (شب سوم)

بلبل خوش نغمه ات افتاده امشب از سخن

وای من ای وای من

ای امام بی کفن طفل توهم شد بی کفن

وای من ای وای من

شیعَتی مَهماشَرِبْتُمْ ماءَ عَذْبٍ فَاذکُرونی

شیعَتی مَهماشَرِبْتُمْ ماءَ عَذْبٍ فَاذکُرونی
اَوْ سَمِعْتُمْ بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَاْنْدُ بُونی
من شهید کربلایم
سر بریده از قفایم
لَیْتَکُمْ فی یَوْمِ عاشُورا جَمیعاً تَنْظُرونی
کَیْفَ اَسْتَسْقی لِطِفْلی فَاَبَوْا اَنْ یَرْحَمونی
من شهید کربلایم
سر بریده از قفایم
وَ اَناَ اَلْسِّبْطُ اَلَّذی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتَلُونی
وَ بِجُرْدِ الْخَیْلِ بَعْدَ اَلْقَتْلِ عَمْداً سَحَقُوُنی
من شهید کربلایم
سر بریده از قفایم
من چنین بی‌کس نبودم کاندراین وادی رسیدم
بی‌کسم کردید وچشم از چشمه خون مالامالم
من شهید کربلایم
سر بریده از قفایم
اکبرم کشتید وعون وجعفر وعباس و قاسم
این مَنَمْ کز ظُلْمِتان چون طایر بشکسته بالم
من شهید کربلایم
سر بریده از قفایم
وحش و طیراین بیابان جمله سیرابند وچون شد
مـن که از آل رسولـم تشنـه‌ی آب زُلالَـم
من شهید کربلایم
سر بریده از قفایم

الا ای پسر حیدر کرار اباالفضل

بحرطویل
الا ای پسر حیدر کرار اباالفضل
تویی شیر حسین بن علی رهبر احراراباالفضل
تویی قبله ی دل های گرفتار اباالفضل
تویی بر سپه کرببلا سید و سالار 
شدی عاشق دلدار اباالفضل 
تو را حضرت زهرا 
شده در علقمه زوار اباالفضل
تو شمع دل و جانی
تو جگر تشنه ترین 
ساقی دل سوخته ی آب روانی
تو امید جگر سوخته ی تشنه لبانی
تو علمدار بزرگ ولی عصر
شه عصر و زمانی
ببری پیش روی مهدی زهرا علم کرببلا را


اباالفضل علمدار حسین
اباالفضل سپهدار حسین
اباالفضل تویی یار حسین


نفس از پرده ی احساس زنم
بر دهن از باغ ادب عطر گل یاس زنم
تا که دم از منقبت حضرت عباس زنم
ساقی صهبای ولا تشنه لب جام بلا
یکه امیر سپه کرببلا ،قمر هاشمیان
باب امامت ،یل افراشته قامت
قد و بالاش قیامت
صلوات پسر فاطمه بر ماه جمالش
به جلالش به کمالش به خصالش
همه دل باخته عهد الستش
اسدالله یدالله زده بوسه به دستش
شده تقدیم حسین بن علی یوسف زهرا
همه هستش همه جان ها به فدایش
همه محتاج عطایش چه بیارم به سنایش
نتوان گفت به جز شیر خدا منقبت آن پسر شیر خدا را

اباالفضل علمدار حسین
اباالفضل سپهدار حسین
اباالفضل تویی یار حسین

ای ساقی لب‌تشنگان، ای جان جانانم سقای طفلانم

ای ساقی لب‌تشنگان، ای جان جانانم سقای طفلانم

داغت شکسته پشت من، ای راحت جانم سقای طفلانم

 

من بی‌برادر چون کنم، با این سپاه دون، در دامن هامون

بینم تو را در ابر خون، ای مـاه تابـانم، سقای طفلانم



خواهم برم در خیمه‌گه، ای گل تن پاکت، پیکر صدچاکت

ممکن نباشد «یا اخا» محزون و نالانم سقای طفلانم

 

برخیز و ای جان برادر کن علمداری بنما مرا یـاری

بی‌تو غریب و بی‌معین در این بیابانم سقای طفلانم



بی‌تو یقین دارم که فردا زینب نالان بر ناقه‌ی عریان

گردد سوار از راه کینه با یتیمانم سقای طفلانم

 

شد روز روشن پیش چشمم تیره‌تر از شب چون معجر زینب

بینم تو را در موج خون، ای دُرّ غلطانم سقای طفلانم

یا حسین ای گل زهرا ما نمردیم هنوز

یا حسین ای گل زهرا ما نمردیم هنوز

جسم افتاده به صحرا ما نمردیم هنوز

قطره هاییم تو دریا ما نمردیم هنوز

 

با دعای مادرم که مهمون تو ام

وقت لالایی حسین گفت که پریشون تو ام

کربلا گرچه نبودم ولی دل خون تو ام

 

یا لیتنا ما می آییم به کربلا

یا لیتنا ماه روی نیزه ها

یا لیتنا جون فدات آقا

 

السلام علی غریب غربا

السلام علی شهید الشهدا

السلام علی ساکن کربلا

 

آه تنها تنها ما نمردیم هنوز

راه تو گشته محیا ما نمردیم هنوز

کل عرضا کربلا ما نمردیم هنوز

 

شب آخر ولی راه شهادت بازه

خودش میرسونه هر کی پی پروازه

امشب و هر کی بفهمه دلش میسازه

 

یا لیتنا ما می آییم به کربلا

یا لیتنا ماه روی نیزه ها

یا لیتنا جون من فدات آقا

السلام علی غریب غربا

السلام علی شهید شهدا

السلام علی ساکن کربلا

 

چشم میبندی روی دنیا ما نمردیم هنوز

انک جنت علی ما نمردیم هنوز

 

ما رو هم راه بده تو جمع عاشقات حسین

گرچه ناقابله جون ناقصم فدات حسین

چشم به راهت میمونم منتظر نگاهت حسین

 

یا لیتنا ما می آییم به کربلا

یا لیتنا ماه روی نیزه ها

یا لیتنا جون من فدات آقا

 

بگرید زمین و بگرید سما

بگرید زمین و بگرید سما

فلک نوحه خوان ، سینه زن نینوا

سلام علی شاه شیب الخضیب

سلام علی ساکن کربلا

حسین یاحسین

******

بر آن پیکر پاره پاره سلام

بر آن چشم پر از ستاره سلام

بر آن قتلگاه پر از بوی سیب

بر آن زخم بیش از شماره سلام

حسین یاحسین

******

به زخم تنت گریه ها مرهم است

هر آنچه به زخمت بگریم کم است

عزادار تو مادرت فاطمه

عزای تو عظما ترین ماتم است

حسین یاحسین

******

گدای توام هر طلوع و غروب

منم زائرت ، قبرک فی قلوب

بگریم که پیشانی ات خورده سنگ

بسوزم که لبهای تو خورده چوب

حسین یاحسین

کوفه میا کوفه میا

امشب میان کوچه ها، خانه به دوشم 
فردا به بازار وفا، جان می فروشم 
 ای یوسُف خَیرُ النساء 
کوفه میا کوفه میا 
نامردم کوفه همه، پیمان گسستند 
با سنگ بی مهری دلِ، مهمان شکستند 
بویی ندارد از وفا 
کوفه میا کوفه میا 
آتش زده غربت ز کین، بر تار و پودم 
ای میزبانان من که بی، دعوت نبودم 
گویم به سِبط مصطفی 
 کوفه میا کوفه میا

جان اقام سن قربان اقام سید العطشان اقام

دل بی تاب اومده چشم پر از اب اومده

اومده ماه عزا لشکر ارباب اومده

لشکر مشکی پوشا سینه زنای ارباب

شب همه شب میخونن نوحه برای ارباب

جان اقام سن قربان اقام سید العطشان اقام

**************

دل من در به دره درمون دردش سفره

یه نفر نیست که یه شب ما رو زیارت ببره

دست ادب رو سینه سینه زنای ارباب

با یه سلامم میرن پایین پای ارباب

جان اقام سن قربان اقام سید العطشان اقام

**************

اه حسرت میکشم بار مصیبت میکشم

وقتی که گریم نمیاد خیلی خجالت میکشم

پای علم می مونم پای علم میمیرم

خواب دیدم اخر توی راه حرم میمیرم

جان اقام سن قربان اقام سید العطشان اقام

*************

کشتی به گل نشسته اومده با حال خسته اومده

توبه شکسته ولی با دل شکسته اومده

ای جانم تویی راحت و روح و روانم

تویی کشتی امن و امانم تویی علت هر ضربان

من لی غیرک حسین

کشتی به گل نشسته با حال خسته اومده

یا ابا عبدالله

کشتی به گل نشسته با حال خسته اومده

توبه شکسته ولی با دل شکسته اومده

ای جانم

تویی راحت و روح و روانم  تویی کشتی امن و امانم

تویی علت هر ضربانم

من لی غیرک حسین حسین حسین

===========

با این که خودم می دونم که بدم راهم دادی که اومدم

اقا دره خونه تو گدایی رو خوب بلدم

ای شاهم

روی دوشمه بار گناهم  خجالت می کشم رو سیاهم

پناهم بده که بی پناهم

من لی غیرک حسین حسین حسین

===========

من بی تو کویر خشک هوسم پرنده ای در قفسم

مردن برات عشق منه بذار به عشقم برسم

ای یارم

تویی تو همه کس و کارم چی میشه بشه اخر کارم

پای شیش گوشه تو مزارم

من لی غیرک حسین حسین حسین

دو چشم بی رمق وا کن پدر جان

غم ما را تماشا کن پدر جان

همه پشت و پناه ما تو هستی

نظر بر حال زهرا کن پدر جان

***

کنار بسترت احیا بگیرم

میان وادی غم ها بمیرم

پدر جان تو دعایت مستجاب است

دعا کن زود بعد از تو بمیرم

***

کند آه دل تو بی قرارم

به روی صورتت صورت گذارم

خودت گفتی که حورای بهشتم

توان ضربۀ سیلی ندارم

***

پس از تو صبر زهرا سر بیاید

زمان غربت حیدر بیاید

پس از تو خانه‌ام آتش بگیرد

صدای من ز پشت در بیاید

***

کشد آتش به دور من زبانه

زنم ناله به زیر تازیانه

بیا بابا که زهرا بی پسر شد

میان این در و دیوار خانه

واویلا از دل مولا ازدل زهرا

ای پیمبرم    لیلی حرم     مه خیمه ها اکبر

ای پیمبرم    لیلی حرم     مه خیمه ها اکبر

میوه ی دلم     همه حاصلم    می کشی مرا اکبر

ستاره سحرم           عصاره جگرم

به ناله دل من         جوابی ای پسرم

علی علی اکبرم

سخنی بگو   محض خاطرم      شوی چاره دردم

تا دیدم تنت    پاشیده ز هم   دست و پامو گم کردم

با چه مکافاتی         پیکرتو بردم

اگه نبود زینب        همین جا می مردم

علی علی اکبرم

همه ی عبا      پر شده خدا      از تن گل لیلا

با قدی کمون    می گردم تو خون   دنبالش تو این صحرا

مدد کن عباس من       بردارمش از زمین

تیکه های پیکرو          کنار هم تو بچین

علی علی اکبرم



بنی اسد از دیده خون ببارید   



بنی اسد از دیده خون ببارید    
برای من یک بوریا بیارید
تا نمایم کفن        بر گل یاسمن
یاسمنی که گشته پرپر    
   ز کینه های بدر و خیبر
واویلا واویلا واویلا
*********************
این که پر از جراحت خنجر است  
    به سینه اش قبر علی اصغر است
هنوزم زمزمه        میکند فاطمه
به سر زنان ، با چشم گریان 
     غریب مادر ، ای حسین جان
واویلا واویلا واویلا
 

ما برای دفن شاه کربلا آماده ایم

ما برای دفن شاه کربلا آماده ایم 
رو به سوی قتلگاه و علقمه بنهاده ایم 

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین 

یک بدن صد پاره از شمشیر و تیر خنجر است 
این گل دامان لیلا یا علی اکبر است 

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین 

یک بدن بی دست و سر مانده کنار علقمه 
مثل مادر اشک ریز و در عذایش فاطمه 

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین 

سیزده ساله گلی افتاده در دریای خون 
از حنای خون شده سر تا به پایش لاله گون 

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین 

لاله ها پیداست اما غنچه پرپر کجاست 
پیکر سرباز ششماهه علی اصغر کجاست 

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین 

جسم یاران حسین ابن علی بر روی خاک 
از دم شمشیر و خنجر قطعه قطعه چاک 

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین 

از کنار علقمه آید صدای زمزمه 
می چکد بر جسم ثارالله اشک فاطمه 

یوسف زهرا حسین واحسینا واحسین 

غلام رضا سازگار 

سقای دشت کربلا ابالفضل

سقای دشت کربلا ابالفضل

دستش شده از تن جدا ابالفضل

من قوتی دیگر به تن ندارم

دستی دگر چون در بدن ندارم

سقا و رنگ از تشنگی پریده

دریای خون جاری ز هر دو دیده

تن لاله گون از خون جبین شکسته

لب تشنه و دست از بدن بریده

جان بر کف و در اوج سرفرازی

خجلت ز اشک کودکان کشیده

دریای اشک از چشم ما گرفته

هر قطره خون کز بازویت چکیده

از حنجر خشک تو دوست دارم

این بیت را بهتر ز صد قصیده

والله ان قطعتموا یمینی

انی احامی ابدا عن دینی

من زاده علی مرتضایم

من شاهبار ملک لا فتایم

یارب کمک کن این فرس برانم

این آب را به خیمه گه رسانم

 

 

همچنان ای سرِ روی نی

همچنان ای سرِ روی نی
روشن از روی ماهت، شب است
ما کجا و عزای حسین؟
روضه خوان شما زینب است
سر عشقت، گفتنی نیست
یادت از دل، رفتنی نیست

از همه خاک زمین تربتِ تو ما را بس
خو گرفتن به غم و غربتِ تو ما را بس
اهل دنیا نشود گریه کن عاشورا
از خوشی های جهان، هیئتِ تو ما را بس
در عزای تو سینه زنان
هر شبم را سحر می کنم
از همینجا به سوی شما
با دل خود سفر می کنم
هر زمان دل، باصفا شد
زائر کرببلا شد

همچنان ای سرِ روی نی
روشن از روی ماهت، شب است
ما کجا و عزای حسین؟
روضه خوان شما زینب است
سر عشقت، گفتنی نیست
یادت از دل، رفتنی نیست

السلام ای شهیدانِ به خون غلطیده
کی جهان مثل شما اهل وفایی دیده؟
جان سپردید غریبانه ولیکن امروز
قصه ی عشق شما در دو جهان پیچیده
تا ابد نام زیبایتان
در کتاب جهان خواندنی است
از همه قصه های جهان
قصه ی عاشقان ماندنی است
می درخشید، همچو خورشید
چون که یارانِ حسینید

ادامه نوشته

نوحه برسه عزا

گشته بـر پـا شـور روز جـزا  شیعه دارد گریه بر سه عزا

یا محمد یا حسن یا رضا  

تسلیت بــر سید الاوصیـا  در عــزای خــاتــم الانبیــا

آفرینش می دهد این ندا

پاره پاره شـده از زهر کین   قلب سبط خاتم المرسلین

نجل زهـرا، حسـن مجتبی

خون شد از غم،جگر فاطمه      جســـم پــاک پســر فاطمه

لاله بــاران شــد ز تیــر جفا

درخراسان گشته محشر بپا    پــاره پــاره شـده قلـب رضــا

نــــور چشــم علــی مرتضـی

یـادگــار مرتضــا کشتــه شد     وامصیبت که رضا کشته شد

ان عزیز علی مرتضی

ملک هستی شده بیت الحزن    سیدی یا حجه ابن الحسن

شیعه دارد ذکر واویلتا

امیری حسین و نعم الامیر

امیری حسین و نعم الامیر

منم عار او او بود یار من

ز لطف و کرامت خریدار من

نبودم که او بوده دلدار من

غمش شد انیس دل زار من

از آن دم که مادر مرا داده شیر

امیری حسین و نعم الامیر

اگر چه گنهکار و آلوده ام

به خاک مزارش جبین سوده ام

دمی بی ولایش نیاسوده ام

گرفتار و دلداده اش بوده ام

از آندم که آب و گلم شد خمیر

امیری حسین و نعم الامیر

ز خون جگر پاک پاکم کنید

سپس عاشق سینه چاکم کنید

به تیغ محبت هلاکم کنید

به صحن اباالفضل خاکم کنید

که خاکم دهد بوی مشک و عبیر

امیری حسین و نعم الامیر

به زخم جبین پیمبر قسم

به رخسار خونین حیدر قسم

به محسن به زهرای اطهر قسم

به سبطین و عباس و اکبر قسم

به هفتاد و دو عاشق بی نظیر

امیری حسین و نعم الامیر

دریغا که شد خاک صحرا کفن

بر آن کشته ی پاره پاره بدن

تنش پاره پاره تر از پیرهن

سرش نوک نی با خدا هم سخن

نگاهش سر نی به طفلی صغیر

امیری حسین و نعم الامیر

به سردار بی لشکر کربلا

به سرهای لب تشنه از تن جدا

به قرآن زیر سم اسب ها

به خونی که شد خون بهایش خدا

به جسمی که پیچیده شد در حصیر

امیری حسین و نعم الامیر

به هر کوی و هر بزم و هر انجمن

سرم خاک پای حسین و حسن

پدر در دو گوشم سرود این سخن

که ای نازنین طفل دلبند من

حسینی بمان و حسینی بمیر

امیری حسین و نعم الامیر

                                                   اجرا شده در محرم1390کربلا

زینب از شام غم، کربلا آمده

زینب از شام غم، کربلا آمده
بر سر تربت، شهدا آمده
تو حسین منی – نور عین منی «تکرار»

مادران بی پسر کودکان بی پدر
همه آتش به دل، همه خونین جگر        

نوحه بر لب همه گوشه ی علقمه
روضه خوان زینب و، ناله زن فاطمه

ای مرا جان به تن، کشته ی بی کفن
می بَرَم در وطن، از تو یک پیرهن   

اجرا صفر92      

یا حبیبی حسین

عصمت کبریا زینب فاطمه
سر قبر حسین دارد این زمزمه
یا حبیبی حسین (2)
رنج بسیار و در این سفر برده ام
تازیانه من از دشمنان خورده ام
یا حبیبی حسین (2)
هجر سه ساله ات روز من کرده شب
اندر آن نیمه شب جانش آمد بلب
یا حبیبی حسین (2)
حُجَّة بن الحسن مهدی منتظر
عمه ات را ببین آمده از سفر
یا حبیبی حسین (2)

ای برادر، بهر تو مهمان رسیده

ای برادر، بهر تو مهمان رسیده
رفته و برگشته اما قد خمیده
زینبم من، زینبم من، زینبم من «تکرار»
یا دعا کن قلب من قوت بگیرد
یا پَس از تو خواهرت زینب بمیرد 
       
از رُقیّه، قسمت من، درد و غم شد
آیه ای از، سورة عشق تو کم شد 
       
تا ز نیزه، بر رخ من، خنده کردی
با نگاه، خود دلم را، زنده کردی 
       
این پذیرایی کوفی، شد ز مهمان
تو به مَطبَخ، بودی و من، کُنج زندان 

اجراصفر1387

       

عشق من به کربلا رسیدنه-واح -شور

دیدنی تر از زمیمن کربلا

جایی نیست میون این دنیای ما

شکر حق کبوتر دلم فقط

شده جلد اون دو گنبد طلا

عشق من ز دنیا دل بریدنه

عشق من به کربلا رسیدنه

عشق من میون بین الحرمین

پا برهنه رو خاکا دویدنه

ادامه نوشته

نوحه اربعین

برادرم السلام علیک

همسفرم السلام علیک

گشته نصیب خواهرت دوباره

زیارت گلوی پاره پاره

سالار زینب حسین حسین حسین

عیان بود بر تنم نشانه

جزای من شده تازیانه

یک تنه یک سپاه تو منم من

زائر قتلگاه تو منم من

او میدوید و من میدویدم

سالار زینب حسین حسین حسین

از سفر خود خبر آورده ام

گزارش از این سفر آورده ام

میچکه از دیده گلابم

مسافر بزم شرابم