که من این نیمه جان را هم به صد جان کندن آوردم
بازگشت به مدینه
مدینه کاروانی سوی تو با شیون آوردم | ره آوردم بود اشکی که، دامن دامن آوردم |
مدینه در به رویم وامکن چون یک جهان ماتم | نیاورد ارمغان با خود کسی، تنهامن آوردم |
مدینه یک گلستان گل اگر در کربلا بردم | ولی اکنون گلاب حسرت از آن گلشن آوردم |
اسیرم کرد اگر دشمن به جان دوست خرسندم | به پایان خدمت خود را به نحو احسن آوردم |
مدینه یوسف آل علی را بردم اکنون | اگر او را نیاوردم از او پیراهن آوردم |
مدینه گر به سویت زنده برگشتم مکن مَنعَم | که من این نیمه جان را هم به صد جان کندن آوردم |
مدینه این اسیری ها نشد سدّ رهم بنگر | چها با خطبه های خود به روز دشمن آوردم اجرا صفر1390 |
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23:31 توسط سيدمحمدموسوي
|