دو چشم بی رمق وا کن پدر جان

غم ما را تماشا کن پدر جان

همه پشت و پناه ما تو هستی

نظر بر حال زهرا کن پدر جان

***

کنار بسترت احیا بگیرم

میان وادی غم ها بمیرم

پدر جان تو دعایت مستجاب است

دعا کن زود بعد از تو بمیرم

***

کند آه دل تو بی قرارم

به روی صورتت صورت گذارم

خودت گفتی که حورای بهشتم

توان ضربۀ سیلی ندارم

***

پس از تو صبر زهرا سر بیاید

زمان غربت حیدر بیاید

پس از تو خانه‌ام آتش بگیرد

صدای من ز پشت در بیاید

***

کشد آتش به دور من زبانه

زنم ناله به زیر تازیانه

بیا بابا که زهرا بی پسر شد

میان این در و دیوار خانه

واویلا از دل مولا ازدل زهرا

شور محشر شده ، در مدینه بپا  رفته از این جهان خاتم الانبیا(2)

شور محشر شده ، در مدینه بپا  رفته از این جهان خاتم الانبیا(2)

آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2)

تیره از دود آه، ملک داور شده  شیر حق مرتضی ، بی برادر شده

آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2)

شهر یثرب فتاد ، در بلایی عظیم  مرتضی بی کسی و فاطمه شد یتیم

آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2)

بسته شد دیده ی خاتم المرسلین  دخترش فاطمه ، گشته نقش زمین

آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2)

در مدینه بگوش ، آید این زمزمه  کشته شد پشت در ، محسن فاطمه

                                              آه و وااویلتا ، آه و وااویلتا (2) 

مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست

مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست

آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست

قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب

شهر مدینه را به جگر داغ مصطفاست

خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم

گر آسمان خراب شود بر سرت رواست

گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم

زیرا عزای قافله سالار انبیاست

خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود

عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست

اهل ولا به هوش که با رحلت نبی

شهر مدینه یکسره آبستن بلاست

قومی برای غصب خلافت شدند جمع

یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی، کجاست

 

دخترم گریه ی تو  پشت مرا می شکند

 

 

دخترم گریه ی تو  پشت مرا می شکند

 

بیش از این گریه مکن قلب خدا می شکند

 

چه کنی بر دل خود آب شدی از گریه

 

بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند

 

تا که نشکسته ای از غصه کمی راه برو

 

که قد و قامت تو زیر بلا می شکند

 

باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا

 

حیف یک روز کسی دست تو را می شکند

 

تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو

 

حرمت شیر خدا را همه جا می شکند

 

کودکانت همه در پشت سرت می لرزند

 

که درِ خانه به یک ضربه ی پا می شکند

 

می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی

 

ضربه ای می رسد و آینه را می شکند

 

بس که دنبال علی روی زمین می افتی

 

دل جدا، سینه جدا، دست جدا می شکند

 

 

 

 

ای ملائک سوی یثرب پرواز کنید

ای ملائک سوی یثرب پرواز کنید

شمع سان ناله ز سوز جگر آغاز کنید

همه با هم به سما دست دعا باز کنید

خون فشانید ز چشم و به خدا راز کنید

مهر غم نقش به بال و پرتان میگردد

مرگ دور سر پیغمبرتان میگردد

پیک غم از حرم خواجه اسری آید

خبر از فاجعه محشر کبری آید

کاروان اجل از جانب صحرا آید

نگذارید در خانه زهرا آید

قاصد مرگ کجا کعبه مقصود کجا

ملک الموت کجا خانه معبود کجا

اجل استاده هراسان بدر بیت رسول

پشت در لحظه به لحظه طلبد اذن دخول

لرزد از زمزمه او دل زهرای بتول

فاطمه سوی پدر آمده محزون و ملول

کی پدر پیک غریبی است تو را میخواند؟

کیست کز هر سخنش قلب مرا لرزاند

گفت در پاسخ زهرا  پدر ای پاک سرشت

دست تقدیر برای تو غم تازه نوشت

پدرت میرود امروز به گلزار بهشت

آسمان کوه بلا را به سر دوش تو هشت

فلک امروز پر از ناله جبرائیل است

این غریبی بود پشت در عزرائیل است

ادامه نوشته

بت‌ها ادب کنید که میلاد احمد است

میلاد احمد عید خداونـدِ سرمد است

عالم ز مقدمش همه خلدِ مخلّد است

از ربِّ کعبه در حـرم کعبه حکم شد

بت‌ها ادب کنید که میلاد احمد است

دوران بردگـی و اســارت تمــام شد

ای دختران زنده به گور، این محمّد است

بت‌هـا نـدا دهنـد به آوازۀ جلی

صلّ علی محمّد و صلِ علیٰ علی
ادامه نوشته

ماه فروماند از جمال محمد  (ص)

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نروید باعتدال محمد

قدر ملک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد

وعدة دیدار هر کسی بقیامت

لیله الاسری شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و عیسی و موسی

آمده مجموع در ظلال محمد

عرصة دنیا مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد

شمس و قمر بروز حشر نتابند

نور نتابد مگر جمال محمد

وانکه پیرایه بسته جنت و فردوس

بوکه قبولش کند بلال محمد

شاید اگر آفتاب و ماه نتابند

پیش دو ابروی چون هلال محمد 

چشم مرا تا بخواب دیده جمالش

خواب نمیکرد از خیال محمد 

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

نوحه برسه عزا

گشته بـر پـا شـور روز جـزا  شیعه دارد گریه بر سه عزا

یا محمد یا حسن یا رضا  

تسلیت بــر سید الاوصیـا  در عــزای خــاتــم الانبیــا

آفرینش می دهد این ندا

پاره پاره شـده از زهر کین   قلب سبط خاتم المرسلین

نجل زهـرا، حسـن مجتبی

خون شد از غم،جگر فاطمه      جســـم پــاک پســر فاطمه

لاله بــاران شــد ز تیــر جفا

درخراسان گشته محشر بپا    پــاره پــاره شـده قلـب رضــا

نــــور چشــم علــی مرتضـی

یـادگــار مرتضــا کشتــه شد     وامصیبت که رضا کشته شد

ان عزیز علی مرتضی

ملک هستی شده بیت الحزن    سیدی یا حجه ابن الحسن

شیعه دارد ذکر واویلتا