هجوم ناگهان و وای زینب
هجوم ناگهان و وای زینب
به سمت کاروان و وای زینب
تن آقا بدون غسل و دفن و
بدون سایه بان و وای زینب
شنیده شد صدای مادری که
نشسته قد کمان و وای زینب
رسیده بر سر گودال اما
خمیده ناتوان و وای زینب
دوباره دست هایی را که بستند
دوباره ریسمان و وای زینب
دوباره کربلا غوغا و غوغا
دوباره سایه بان و وای زینب
شب و صحرا و آتش، طفل و معجر
امان و الآمان و وای زینب
دوباره گمشده در بین صحرا
دوتا از کودکان و وای زینب
نمانده روی گوشی گوشواره
به لب ها نیمه جان و وای زینب
برای دخترک های هراسان
نباشد پاسبان و وای زینب
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان ۱۳۹۴ ساعت 17:25 توسط سيدمحمدموسوي
|